1- وضعيت من بعد از بيرون اومدن از سالن نمايش قهوه تلخ اينجوری بود: دل درد! فکر کنم وضعيت بیربط تر و احمقانهتر ديگه نداشته باشيم. يه موقعی از سالن تئاتر يا سينما که بيرون میاومدم (البته اگه درپيت نبود) يه نيم ساعتی با هيچکس حرف نمیزدم. به کجا رسيديم که تنها احساسمون بعد از تئاتر خوبی مثل قهوه تلخ فقط دل درده؟ راستی اين هم
لينک مربوط که مطمئن نيستم مجوز دارم اسمش رو بگم يا نه |:
2- از اينترنت کم سرعت و بی کيفيت حالم به هم میخوره. مخصوصاً وقتی ساعت 3 شب باشه و فردا بايد يه کار رو تحويل بدم و کلاً نيم ساعت کار بيشتر نمونده باشه ولی به خاطر وضع بد ISP اين نيم ساعت تا شش صبح کش بياد. حالا در نظر بگيرين که يه اکانت پر سرعت مجانی هم دارم ولی به
دلائلی نتونم ازش استفاده کنم. خلاصه الان تو فرصت بين DC ها دارم وبلاگ مینويسم.
3- امروز داشتم فکر میکردم روابط آنلاين (مخصوصاً از نوع وبلاگيش) به هيچ وجه يه رابطه طبيعی و درست و حسابی محسوب نمیشه. حالا حوصله ندارم دلائلش را توضيح بدم. فقط اين را بگم که امروز وقتی يک نفر را ديدم که سابقاً وبلاگ مینوشته و حالا ترک کرده و به بقيه میگه "چرا به جای حرف زدن با تلفن و ديدن همديگه برای هم کامنت میگذارين؟" به چنين نتيجهای رسيدم.
4- اينو ديروز نوشتم ولی چون بلاگر خراب بود نتونستم همون موقع منتشرش کنم. حالا که نگاه میکنم میبينم نوشته مزخرفی از آب در اومده و خيلی جاها شموليت نداره. در ضمن ممکنه بعضیها را هم برنجونه. ولی به هر حال برای ثبت در تاريخ منتشرش میکنم:
داشتم يه تحليل اجتماعی-جامعه شناختی روی وبلاگها میکردم که ديدم حداقل 9 حلقه و گروه وبلاگی میشناسم که با افراد مختلفی از هر کدام ارتباط و مراوده دارم:
- حلقه عقبماندگان ذهنی
شامل قشر فرهيخته وبلاگستان! (پاتوق: خيابانها و رستورانهای تهران - سرحلقه:
آيدا)
- حلقه کاپوچينو
به اين حلقه، حلقه کباب خوران فرحزادی هم میگويند (پاتوق: فرحزاد،
کاپوچينو - سرحلقه:
خورشيدخانوم)
- حلقه Blogian
شامل وبلاگهای کامپيوتری و تکنيکی (پاتوق:
بلاگيان، سايتهای آموزشی HTML و داونلود و هک و کرک، جشواره وب تهران(!) - سرحلقه: ندارد)
- حلقه خفن!
شامل متال بازها و راکيستها و بنگيها و سياهقالبها و خفنهای ديگر وبلاگستان! (پاتوق سابق:
موزيچ،
ضايه - سرحلقه مستعفی:
تزاد(هيچ کدام از لينکها کار نمیکند!))
- حلقه IT نويسها
شامل روزنامهنگاران و نويسندگان حوزه IT. نسخه
هودری: IT اللّهيها (پاتوق:
ccwmagazine - سرحلقه: هر کدام برای خودشان يک پا سرحلقهاند ولی هيچکدام ديگری را قبول ندارد)
- حلقه شيشهای
شامل معمارها و عکاسها و گرافيستها و دانشجويان دانشکده هنر تهران و شهرستانها! (پاتوق: اطلاعی ندارم! - سرحلقه:
وحيد)
- حلقه انجمن اسلامی
با وجود اختلاف نظر شديد و اساسی در مواضع اصولی، با تعداد زيادی از افراد اين انجمن آشنا شدهام که جزو دوستان خوبم محسوب میشوند (پاتوق: وزارت کشور - سرحلقه: سرحلقه مشکوک اين گروه مشکوک هنوز از پشت پردههای مشکوک به طرز مشکوکانهای بيرون نيامده است)
- حلقه 30يا30
شامل وبلاگنويسان اپوزيسيون خارجی و چپ داخلی و دانشجويان قرمهسبزی و مهاجرين و پناهندگان غير سلطنت طلب. افراد اين حلقه را حضوری کمتر ديدهام ولی با بسياری از آنها چتاً و ايميلاً(!) مراوده داشتهام (پاتوق: کوی دانشگاه، پاريس، برلين - سرحلقه:
شبح)
- حلقه بقيه!
شامل وبلاگنويسانی که جزو 8 حلقهی بالا نيستند. اين حلقه طيف وسيعی از وبلاگنويسان از جمله ادبی نويسان، روزمره نويسان، شعر ِ ديگران نويسان، کامنت گذاران، وبلاگ نويسان بی سر و صدا، شخصی نويسان و... را در بر میگيرد (پاتوق: وبلاگستان - سرحلقه: ندارد)
توضيح اينکه افراد اين حلقهها ممکن است در حلقههای ديگر هم جا بگيرند و اجباری به منحصر به فرد بودن حلقهی هر فرد نيست. همچنين ممکن است حلقههای ديگری نيز وجود داشته باشند و در هر کدام از اين حلقهها افراد ديگری نيز به عنوان سرحلقه مطرح باشند. اين فقط نظر شخصی من بود. بنابراين سر ِ حلقهها و سرحلقهها با يکديگر دعوا نکنيد. شما هم میتوانيد عضو يا سرحلقه هر کدام باشيد!
5- گاهی وقتها بعضی از دوستان و مشتريهای شرکت برمیگردن میگن شماها که کارتون اينه چرا هنوز وبلاگ شخصیتون روی بلاگاسپاته؟ اولاً به دليل اينکه کوزهگر از کوزه شکسته آب میخوره! دوماً به خاطر اين که هنوز دليل و انگيزه قویای برای داتکام کردن وبلاگ شخصی ندارم. دليل سوم هم اينه که يه اسم خوب براش پيدا نمیکنم! شما يه اسم داتکام خوب سراغ ندارين؟!!
6- کاری که فردا بايد تحويل بدم هنوز نصفش مونده، اونوقت من اين وقت شب نشستم دود میکنم و وبلاگ مینويسم. ای بر پدر رفيق ناباب لعنت!